یک حس ِ خیلی سرد، سوزناک، بی جان و گنگی تمام چشم ها و وجودم رو میخواد بگیره ...
کمک لطفا ...
+ میشه بیای باهم، زیر گرمای آفتاب، کنار دریاچه قدم بزنیم؟
برچسب:
نویسنده: دانیال صالحی
و بعد در حالی که بیشتر ازصد بار در طی روز آهنگی که الان اسمش یادم نمیاد رو پلی کرده بودم نگاهم به آینه افتاد و به چشم هام .... میتونی بفهمی دارم چی میگم؟
وقتی میگم پاییز لعنتی دقیقا منظورم همینه، همین "یاد بعضی نفرات در گردش فصل"
+ تنها تر از اونیم که به نظر میاد ...
برچسب:
نویسنده: دانیال صالحی
+ مثلا انگشت اشارمو بزارم توی دستتونو با اون انگشتای کوچیکتون یواش بگیرینش
+ کف پاهاتونو گواشی کنم و بزنم رو کاغذ هر ماه :))))
+ آب قند لطفا.دلمان ضعف رفت
برچسب:
نویسنده: دانیال صالحی
+ نقطه سر خط
من در این روز ها گهی :) و گهی :( وانگهی :|
برچسب:
نویسنده: دانیال صالحی